صفت

پرپری

(پِ پِ) (ص.)
۱- هر چیز نازک و پوسته مانند.
۲- کبوتر ماده‌ای که پر و دمش را قیچی بزنند و با آن کبوتران نر را به بام خانه خوانند.

    پرتاب

    (پَ) (ص.)
    ۱- انداختن، پرت کردن.
    ۲- پرش.
    ۳- پرتو.

      پرتابل

      (پُ بْ) [ فر. ] (ص.) ویژگی دستگاه یا وسیله‌ای که بتوان آن را با دست حمل کرد، دستی. (فره).

        پرتاب

        (پُ) (ص مر.)
        ۱- پرپیچ و شکن.
        ۲- چیزی که سخت تافته شده‌است.

          پیمایش به بالا