صفت

بشکول

(بِ یا بَ) (ص.)
۱- جَلد و هوشیار.
۲- نیرومند.
۳- حریص در کارها.

    بش

    (~.) (مص ل.) (ص.) گشاده روی، تازه روی، خوش منش.

      بشاک

      (بَ شّ) [ ع. ] (ص.) بسیار دروغگو، کذاب.

        بسیط

        (بَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- گسترده.
        ۲- گشاد، پهن.
        ۳- خالص.
        ۴- ساده، بدون ترکیب.

          بسوده

          (بَ دِ)(ص مف.)۱ – دست زده.۲ – مالیده.
          ۳- لمس کرده شده.

            بسیجیده

            (بَ دِ) (ص مف.)
            ۱- سامان داده شده.
            ۲- آماده، مهیا.

              بسل

              (بَ) [ ع. ] (ص.) مرد ترش روی از خشم یا از شجاعت.

                پیمایش به بالا