صفت

بشکول

(بِ یا بَ) (ص.)
۱- جَلد و هوشیار.
۲- نیرومند.
۳- حریص در کارها.

    بسیط

    (بَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- گسترده.
    ۲- گشاد، پهن.
    ۳- خالص.
    ۴- ساده، بدون ترکیب.

      بش

      (~.) (مص ل.) (ص.) گشاده روی، تازه روی، خوش منش.

        بشاک

        (بَ شّ) [ ع. ] (ص.) بسیار دروغگو، کذاب.

          بسیار

          (بِ) [ په. ] (ص. ق.)زیاد، متعدد، فراوان، دارای کمیت بزرگ نامعلوم.

            بسمل

            (بِ مِ) [ ع. بسم الله ] (ص.)
            ۱- حیوان سر بریده و ذبح کرده. ضح – وجه تسمیه اش آن است که در وقت ذبح کردن «بسم الله الرحمن الرحیم» گویند.
            ۲- صاحب حلم، بردبار.

              بسنده

              (بَ سَ دِ)
              ۱- (ص.)کافی، بس.
              ۲- شایسته.

                پیمایش به بالا