(بِ سَ) (ص.) باوقار، باشکوه.
(بَ دِ)(ص مف.)۱ – دست زده.۲ – مالیده. ۳- لمس کرده شده.
(بَ دِ) (ص مف.) ۱- سامان داده شده. ۲- آماده، مهیا.
(بَ) [ ع. ] (ص.) مرد ترش روی از خشم یا از شجاعت.
(~.) [ انگ. ] (ص فا.) ورزش کار یا بازیکنی که به ورزش بسکتبال میپردازد.
(بِ سَ یا سِ) (ص مر.) سزاوار، شایسته.
(بَ سُ دِ) (ص مر.) ۱- آماده، مهیا. ۲- کسی که کارها را سامان دهد.
(بِ) (ص فا.) طلبکار.
(~.) (ص فا.) ضعیف کُش، کسی که به ضعیفان آزار میرساند.
(بِ) (ص مر.) دلتنگ و ملول.