(نَ بّ) [ ع. نباذ ] (ص.) ۱- آن که شراب افکند. ۲- نبیذ فروش، میفروش.
(نَ بّ) [ ع. ] (ص.) ۱- کسی که قبرها را نبش میکند. ۲- کفن دزد.
(نَ بّ) [ ع. ] (ص.) نبض گیرنده، نبض شناس، پزشک.
(نَ بّ) [ ع. ] (ص.) ۱- تیرساز، تیرفروش. ۲- دارنده تیر.
(ژِ) (ص.) ناپاک، آمیخته.
(ص.) نادر، کمیاب.
(ص.) نایاب، کم یاب.
(خُ) (ص مر. اِمر.) ملاح، کشتی بان.
(هَ) (ص.) ۱- نامساوی. ۲- نامناسب. ۳- دارای پستی و بلندی. ۴- غیر مسطح.
(هَ) (ص.) ۱- درشت و ناهموار. ۲- نامعقول، ناپسند.