صفت

ملایم

(مُ یِ) [ ع. ملائم ] (ص.) سازگار، آرام.

    ملاح

    (مَ لّ) [ ع. ] (ص.) کشتی بان، ناخدا. ج. ملاحان.

      مکی

      (مَ یّ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- منسوب به مکه.
      ۲- سوره‌هایی از قرآن که در مکه نازل شده.

        مکین

        (مَ) [ ع. ] (ص.) جای گزین، جای گیر.

          مکلا

          (مُ کَ لْ لا) [ ع. ] (ص.) گرفته شده از واژه فارسی «کلاه»، کسی که کلاه بر سر می‌گذارد.

            مکلس

            (مُ کَ لَّ) [ ع. ]
            ۱- (اِمف.) آهکی شده.
            ۲- (ص.) آهک دار، آهکی.

              Scroll to Top