صفت

مکر

(مِ کَ رّ) [ ع. ] (ص.)
۱- سخت حمله کننده در جنگ.
۲- شدید.

    مکرم

    (مُ کَ رَّ) [ ع. ] (ص.) بزرگ داشته شده، عزیز.

      مکروه

      (مَ) [ ع. ]
      ۱- (ص.) ناپسند، زشت.
      ۲- یکی از احکام خمسه تکلیفی است و آن امری است که ترکش راجح و فعلش مرجوح است مانند نماز در حمام و خریدن گوشت حیواناتی که عادتاً نمی‌خورند، چون اسب و غیره.

        مکانیزه

        (مِ زِ) [ فر. ]
        ۱- (اِ.) ماشینی کردن، استفاده از ماشین آلات صنعتی.
        ۲- (ص.) ویژگی کاری که به وسیله ماشین انجام شود، ماشینی. (فره).

          مکب

          (مُ کِ) [ ع. ]
          ۱- (اِفا.) بر رو درافتاده، سرنگون شده.
          ۲- (ص.) سرنگون، واژگون.
          ۳- آن که سر خود را به زیر اندازد و به زمین نگاه کند.

            مکار

            (مَ کّ) [ ع. ] (ص.) پر مکر، پرحیله.

              مکاس

              (مَ کّ) [ ع. ] (ص.)
              ۱- باج گیر.
              ۲- کسی که حقوق گمرکی گیرد.

                مقل

                (مُ قِ لّ) [ ع. ] (ص.) درویش، تنگدست.

                  Scroll to Top