صفت

بز خر

(~. خَ) (ص.) کسی که دنبال جنس ارزان و معامله‌های مناسب و پرسود می‌گردد.

    بزاز

    (بَ زّ) [ ع. ] (ص.) پارچه فروش، جامه – فروش.

      بزرگ

      (بُ زُ) (ص.)
      ۱- دارای حجم، وسعت یا کمیت زیاد.
      ۲- برجسته، نمایان.
      ۳- بالغ، بزرگسال.
      ۴- دارای سن بیشتر.
      ۵- عنوان احترام آمیز برای پدر، مادر، دایی و…
      ۶- رییس، پیشوا.

        بریده

        (بُ دِ) (ص مف.)
        ۱- قطع کرده، جدا شده.
        ۲- شکافته شده.
        ۳- زخم شده.
        ۴- ختنه شده.
        ۵- خسته و ناتوان شده.

          پیمایش به بالا