(بِ) [ فر. ] (ص.) قهوهای خیلی کم رنگ، یشم طبیعی.
(بَ کَ) ۱- (اِ.) منع، بازداشت. ۲- (ص.) بازدارنده، مانع.
(بَ کُ) (ص.) = بشکول: ۱- مرد قوی هیکل و جلد. ۲- رنجکش. ۳- حریص در کارها.
(بَ) (ص.) ۱- کافی. ۲- بسیار.
(بَ رِ)(ص.) بسیار پرواز، تند پرواز.
(بَ یا بِ دِ) (ص مف.) ۱- زمین شخم شده. ۲- زمین آبیاری شده برای کاشتن.
(بِ زُ بِ) (ص فا. اِ.) آن که کارش ساختن خانه و فروختن آن میباشد.
(ی) (~.) (ص فا.) آن که مجلس عیش و مهمانی را آرایش میکند، بزم آراینده.
(~.) [ په. ] (ص فا.) گناهکار، مجرم.
(بِ زَ. بَ دُ) [ فا – تر. ] (ص مر.) بسیار شجاع، دلیر.