(بَ. یُ) (ص.) بدشگون، ناخجسته، شوم.
(بَ ذّ) [ ع. ] (ص.) بسیار بخشنده.
(بَ) [ ع. ] (ص.) بی شرم، شوخی کن، ناسزاگو.
(~.) [ ع. ] (ص.) نیکوکار، نکوکردار.
(بِ دِ) (ص فا.) ۱- دارای بدهی. ۲- مدیون.
(~. مَ ظَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) آنچه در نظر خوش نیاید.
(~. مِ) (ص مر.)۱ – نامهربان. ۲- بد – اندیش.
(بِ نِ) (ص. ق.) ۱- فاقد، بی بهره. ۲- بی (نشانه فقدان یا نبودن).
(بَ)(ص مر.) دارای شهرت بد، معروف به بدی.
(بَ. نَ) [ فا – ع. ] (ص مر.)بدنژاد، بد اصل.