صفت

آهو

[ په. ]
۱- (اِ.) عیب، نقص.
۲- بیماری، مرض.
۳- (ص.) بد، ناپسند.

    آهنج

    (هَ) (ص فا.) در ترکیب با کلمات معنای «بیرون آورنده» «برکشنده» می‌دهد مانند: میخ آهنج، جان آهنج.

      آهل

      (هِ) [ ع. ] (ص.) مردی که زن و فرزند داشته باشد.

        آهسته

        (هِ تِ) (ص. ق.)
        ۱- کند.
        ۲- آرام، ساکت.
        ۳- مهربان.
        ۴- باوقار.
        ۵- بردبار.

          آهمند

          (هُ مَ)(ص مر.)
          ۱- آهومند، گناهکار، عاصی.
          ۲- معیوب.
          ۳- دروغگو.

            پیمایش به بالا