(تِ) (ص مف.) ۱- آویزان شده، معلق. ۲- چنگ زده، تمسک جُسته. ۳- مورد سؤال قرار گرفته.
(وَ) (ص فا.) آوردجوی، جنگجو، جنگاور، آوردخواه.
[ فر. ] (ص.) پیشتاز، پیشرو.
(~. خا) (ص فا. ص مر.) کسی که آواز خواند، خواننده حرفهای.
(ی) (ص مر.) بنا یا خانه شش پهلو، خانه شش ضلعی.
(اَ) (ص فا.) کسی که شکار را به سوی شکارچی هدایت میکند.
(تَ)(ص مر.) ۱- اسب تندرو، آهودو نیز گویند. ۲- هر حیوانی که مانند آهو بدود.
(چَ) (ص مر.) آن که چشمی مانند آهو دارد.
(دِ) (ص مر.) ترسو، بزدل.
(فَ غَ) (ص مر.) آهوجه ؛ آنکه مانند آهو جست و خیز کند.