صفت

آزاد

[ په. ] (ص.)
۱- رها، وارسته.
۲- بی قید و بند.
۳- نوعی ماهی استخوانی که گوشت قرمز و چرب دارد و بزرگی آن تا یک متر می‌رسد.
۴- درختی است از خانواده نارونان.
۵- آن که بنده کسی نباشد. مق بنده، عبد.
۶- مختار، مخیر.
۷- نجیب، اصیل.
۸- سالم و بی گزند.
۹- شاد، فارغ.
۱۰ – سرافراز.

    آزاده

    (دِ) [ په. ] (ص.)
    ۱- اصیل، نجیب.
    ۲- ر ه ا.
    ۳- فروتن.
    ۴- فارغ.
    ۵- سَبُک.
    ۶- وارسته.
    ۷- ایرانی.

      آروبند

      (بَ)(ص مر.)آن که استخوان شکسته و از جای برآمده را به هم پیوند زند، شکسته – بند.

        آرغده

        (رَ دِ) (ص.)
        ۱- برآشفته.
        ۲- خشمگین.
        ۳- آزمند.

          آرزوخواه

          (~. خا) (ص فا.)
          ۱- تمنی کننده، امیدوار.
          ۲- شهوی، شهوانی.

            پیمایش به بالا