صفت

آرتیست

[ فر. ] (ص.)
۱- هنرمند، هنرپیشه.
۲- کنایه از:آدمی که برای رسیدن به خواسته‌هایش نقش بازی کند.

    آدمیزاد

    (دَ) (ص مر.) = آدمیزاده: انسان، بشر. ؛ ~ شیر خام خورده کنایه از: انسان موجودی جایزالخطاست.

      آدر

      (دَ) [ ع. ] (ص.) باد خایه، دبه خایه، غر.

        آدم حسابی

        (~. حِ) [ ع – فا. ] (ص.)
        ۱- فهمیده، قابل اعتماد.
        ۲- دارای اصالت.

          آدم کش

          (دَ. کُ) [ ع – فا. ] (ص فا.)کشنده آدم، قاتل انسان.

            پیمایش به بالا