صفت

آخرین

(خَ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ آخر؛ بازپسینان، پسینیان.

    آخوند

    (ص. اِ.)
    ۱- ملا، معلم مکتب خانه.
    ۲- پیشوای مذهبی.

      آخ

      (ص.) کلمه افسوس که هنگام احساس درد و رنج یا اظهار تأسف تلفظ می‌کنند.

        آخر

        (خَ) [ ع. ] (ص.) دیگر، دیگری. ج. آخرین.

          آخر

          (خِ) [ ع. ] (ص.) پسین، پایان، انجام. ؛~ ِ خط بودن کنایه از: پایان عمر را طی کردن.

            آخته

            (تِ)(ص مف.)
            ۱- برآورده، کشیده، بیرون کشیده.۲ – برافراشته، بالا برده.
            ۳- کشیده، مقابلِ منحنی.
            ۴- گشوده، باز کرده.

              پیمایش به بالا