صفت

اواب

(اَ وّ) [ ع. ] (ص.) توبه کار، توبه دار.

    اواخر

    (اَ خِ) [ ع. ] (ص.) جِ آخر؛ پایان‌ها. مق اوایل.

      اهل

      ( اَ ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) خانواده.
      ۲- مردمی که در یک جا ساکن باشند.
      ۳- (ص.) شایسته، سزاوار.
      ۴- نجیب، اصیل.
      ۵- آن که در جایی زاده شده.
      ۶- خواستار، وابسته یا معتاد به چیزی.
      ۷- آن که دارنده خصوصیتی است. ج. اهالی.

        انیق

        (اَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- خوش آیند.۲ – شگفت – آور.

          انگشت رس

          (اَ گُ. رَ) (ص.) مورد اعتراض قرار گرفته شده، سزاوار ایراد و اعتراض.

            پیمایش به بالا