(اَ گِ گَ) (ص فا.) کسی که زغال سازد؛ زغال فروش.
(~. نِ) (ص مر.) مشهور، شناخته شده.
(~. نَ یا نُ) (ص مر.) معروف و مشهور.
(اِ تِ) (ص مف.) پنداشته، تصور شده.
(اَ نَ) [ ع. ] (ص.) ۱- کسی که بدو انس گیرند. ۲- گروهی که در یک جا مقیم باشند؛ ج. آناس.
(اَ) (ص.)۱ – مضطرب. ۲- ترسناک، بیمناک.
(اَ نْ دُ) [ فر. ] (ص.) پیرو نظریه اندیویدوالیسم.
(اَ نَ) (ص.) زشت، بد، مهیب.
(اَ مَ) (ص مر.) ۱- متفکر. ۲- صاحب اندیشه و تفکر.
(اَ دَ) (ص.) ۱- کم. ۲- کوتاه.