(اَ مَ) [ ع. ] (ص تف.) شامل تر، فراگیرنده تر، ر سنده تر.
(اَ نَ) [ ع. ] (ص تف.) زشت تر، ناهنجارتر، بدتر، قبیح تر، اشنع اعمال.
(~.) (اِ.) = آشنا: ۱- (اِ.) شنا، شناوری، آب ورزی. ۲- (ص فا.) شنا کننده، شناگر.
(اَ شَ) [ ع. ] (ص.) مردی است که دست او شل باشد، آن که دستش معیوب و از کار افتاده باشد.
(اَ شَ مّ) [ ع. ] (ص.) مرد خودپسند، خودبین.
(~.) (ص.) نورس (خربزه و مانند آن) نوباوه.
(اَ کَ) [ ع. ] (ص تف.) سپاس دارتر، حق شناس تر.
(اَ کَ) [ ع. ] (ص تف.) مشابه تر، مانندتر.
(~.) [ ع. ] (ص تف.) خوشگل تر، خوش صورت تر.
(اِ کَ یا کِ) (ص.) اسبی که دست راست و پای چپش سفید باشد.