صفت

ارمنده

(اَ مَ دِ) (ص.) = ارمند: آرام گیرنده، آرمنده.

    اره

    زبان (اَ رُِ. زَ) (ص مر.)
    ۱- تیززبان، زبان – دراز.
    ۲- بهتان گوی.

      ارقم

      (اَ قَ) [ ع. ] (ص.) مار سیاه و سفید، مار ابلق.

        ارگانیک

        (اُ) [ فر. ] (ص.)
        ۱- اندامی، عضوی، مربوط به اندام.
        ۲- آلی (شیمی).

          ارقش

          (اَ قَ) [ ع. ] (ص.) دارای خال‌های سیاه و سفید.

            ارعد

            (اَ عَ) [ ع. ] (ص.) رعدزده، برق زده.

              پیمایش به بالا