(اَ دَ) (ص مر.) سزاوار، شایسته، لایق.
(~. بُ نِ) (ص.)نهایت کمال اطاعت، فرمانبرداری.
(~. گُ ذَ تِ) (ص مر.) آن که برای مردن و کشته شدن آمادهاست.
(~. خُ) (ص مر.) خودخواه، خودپسند، پرافاده.
( اُ ) ۱- (اِ.) روس. ۲- (ص.) روسی، از مردم روسیه.
( اُ ) [ ع. ] (ص.)۱ – منحرف، کج. ۲- کجی.
( اَ ) [ ع. ] (ص.) خردمند، زیرک، دانا.
( اَ ) (ص.) زیرک، عاقل.
زبان (اَ رُِ. زَ) (ص مر.) ۱- تیززبان، زبان – دراز. ۲- بهتان گوی.
(اَ مَ) [ ع. ] (ص.) ۱- خاکستر رنگ، خاکستری. ۲- کسی که به درد چشم دچاراست.