صفت

ارحم

(اَ حَ) [ ع. ] (ص تف.) رحیم تر، بخشنده تر، مهربان تر. ؛ ~الراحمین بخشاینده ترین بخشایندگان، بسیار رحم کننده.

    ارجمند

    (اَ جú یا جُ مَ) [ په. ] (ص مر.)
    ۱- باارزش، گرانبها.
    ۲- عزیز، گرامی، شایسته.

      ارتجاع

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) بازگشتن.
      ۲- (اِمص.) بازگشت.
      ۳- (مص م.) باز – گردانیدن.
      ۴- (ص.) نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن.

        ارتشتار

        (اَ تِ) [ په. ] (ص. اِ.) نظامی، سپاهی، رزمنده. ج. ارتشتاران.

          ارباب رعیتی

          (~. رَ یَ) [ ع – فا. ] (ص نسب. اِ.) نظام اجتماعی و اقتصادی که در آن ارباب مالک وسایل تولید است و با بهره کشی از رعیت به محصول اضافی دست می‌یابد.

            اذی

            (اَ یّ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- مرد بسیار رنجیده، مرد بسیار متأذی شونده.
            ۲- مرد بسیار رنجاننده، بسیار آزار رساننده.

              اراذل

              (اَ ذِ) [ ع. ] (ص.) جِ ارذل ؛ ناکسان، زبونان، مردم پست.

                اذفر

                (اَ فَ) [ ع. ] (ص.) خوشبو، پربو: مشک اذفر.

                  پیمایش به بالا