صفت

اذله

(اَ ذِ لِّ) [ ع. ] (ص.)
۱- جِ ذلیل ؛ ذلیل شدگان.
۲- جِ ذلول ؛ نرم دلان.

    ادکن

    (اَ کَ) [ ع. ] (ص.) تیره گون، خاکستری رنگ.

      ادهم

      (اَ هَ) (ص.)
      ۱- سیاه رنگ، خاکستری.
      ۲- آثار نو.
      ۳- آثار کهنه و پوسیده.
      ۴- بند، قید.
      ۵- اسب سیاه، اسب تندرو.

        ادیب

        (اَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- بافرهنگ، دانشمند.
        ۲- دانای علم و ادب.
        ۳- معلم، مربی.

          ادیبانه

          (اَ نِ) [ ع – فا. ]
          ۱- (ق.) مانند ادیبان.
          ۲- (ص.) ادبی، مربوط به ادبیات.

            ادنی

            (اَ نا) [ ع. ] (ص تف.)
            ۱- نزدیک تر، اقرب.
            ۲- زبون تر، پست تر. ج. اَدانی.

              ادبار

              ( اِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) پشت کردن، پشت به دشمن کردن و گریختن.
              ۲- (اِمص.) نگون بختی، بدبختی.
              ۳- (ص.) نگون بخت، سیه روز.

                ادبیر

                ( اِ) [ ع. ]
                ۱- (اِمص.) نحوست، بدبختی.
                ۲- (ص.) منحوس، بدبخت.

                  پیمایش به بالا