صفت

مدهن

(مُ دَ هَّ) [ ع. ]
۱- (اِمف.) چرب کرده.
۲- به روغن طلا کرده.
۳- (ص.) چرب.

    مدید

    (مَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- کشیده شده، دراز، طولانی.
    ۲- نام یکی از بحور شعر بر وزن فاعلاتن فاعلن فاعلاتن.

      مدنی

      (مَ دَ یّ) [ ع. ] (ص نسب.)
      ۱- شهرنشین.
      ۲- آیاتی که در مدینه بر پیامبر (ص.) نازل شد.

        مدرنیزه

        (مُ دِ زِ) [ انگ. ] (ص.) مجهز یا نوسازی شده با وسیله‌ها، اسباب‌های سبک با کاربرد امروزی.

          مدخول

          (مَ) [ ع. ]
          ۱- (اِمف.) داخل شده، درآورده شده.
          ۲- (اِ.) جایی که چیزی در آن داخل شده باشد.
          ۳- (ص.) کسی که در عقل وی فساد بود.
          ۴- لاغر. ج. مدخولین.

            مدرار

            (مِ) [ ع. ] (ص.) بسیار ریزنده، بسیار بارنده.

              مداح

              (مَ دّ) [ ع. ] (ص.) بسیار ستایش کننده و مدح کننده.

                مخراق

                (مِ) [ ع. ] (ص.)
                ۱- مرد نیک اندام.
                ۲- جوانمرد.
                ۳- چیزی شبیه تازیانه که از پارچه دراز درهم بافته درست می‌کنند.

                  Scroll to Top