صفت

میرشکار

(ش) (ص مر. اِمر.) کسی که بر شکارچیان پادشاه و امیر ریاست دارد، مهتر صیادان.

    میرپنج

    (پَ) (ص مر. اِمر.) امیر و فرمانده واحدی در حدود پنج هزارتن و او بالاتر از مین باشی بود.

      میانه رو

      (~. رُ) (ص فا.) معتدل، کسی که نه افراط می‌کند نه تفریط.

        میت

        (مَ یِّ) [ ع. ] (ص.) مرده. ج. اموات.

          مؤلف

          (مُ ءَ لِّ) [ ع. ] (ص فا.)
          ۱- گردآورنده، فراهم آورنده.
          ۲- نویسنده کتاب.

            مؤدی

            (مُ ءَ دّ) [ ع. ] (ص.) ادا کننده، گزارنده.

              پیمایش به بالا