(وَ) (ص فا.) آن که به یاد آورد، آن چه به یاد آورد.
(ص.) نابود، ضایع، بیهوده.
(~.) [ ع. ] (ص.) مادی.
۱ – (ق.) اصلاً، ابداً. ۲- (ص.) نیست، نابود. ۳- پوچ، بی اعتبار. ۴- آیا، هیچ میدانی ¿.
(کَ) ۱- (اِ.)کسی، شخصی. ۲- (ص.) ناچیز، بی ارزش.
(ر یا رَ) (ص مر. ق.) آن که برای کاری شایسته نیست، بی کاره.
(ص.) خوش رو، خندان.
(ص.) مخنث، بدکار.
(هُ وَ) (ص.) ۱- آشکار، پیدا. ۲- روشن.
(مَ) (ص مر.) ۱- باهوش. ۲- عاقل، بخرد.