(~.) (ص فا.) بی هوده گو، آن که سخنان بی معنی گوید.
(مَ) (ص.) مخفّفِ عیالمند، شخصی که زن و فرزند دارد.
(س ِ) [ ع. ] ۱- (اِ.) طرف چپ. ۲- (ص.) قمارباز.
(فِ) (ص.) یاوه، بی معنی، بیهوده.
(~. دَ)(ص فا.) بیهوده گو، ژاژخای.
(مَ) (ص مر.) یاری دهنده، یار، دوست.
(گَ) (ص فا.) ۱- کمک کار. ۲- نیرو دهنده.
(ص فا.)۱ – قصدکنان. ۲- در حال اندازه – گیری.
(زَ د) (ص فا.) قصدکننده، آهنگ – کننده.
(ن) (ص مر. ق مر.) از روی یاری، سوبسید.