صفت

منتها

(مُ تَ) [ ع. منتهی ‘ ]
۱- (اِمف.) به پایان رسیده.
۲- (اِ.) پایان، انجام.
۳- (ص.) آخر، آخرین. ؛~ الیه پایان، انتها.

    منبل

    (مَ بَ) (ص.)
    ۱- تنبل، بیکار.
    ۲- بی – اعتقاد، بداعتقاد.

      منان

      (مَ نّ) [ ع. ] (ص.) بسیار نعمت دهنده.

        مناظر

        (مُ ظِ) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) مجادله کننده، مباحثه کننده.
        ۲- (ص.) همانند، شبیه.

          مناع

          (مَ نّ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- بسیار منع کننده، بازدارنده.
          ۲- بخیل، ممسک.

            منافی

            (مُ) [ ع. ]
            ۱- (اِفا.) طرد کننده، نیست کننده.
            ۲- (ص.) مخالف، ضد.

              مناقض

              (مُ قِ) [ ع. ]
              ۱- (اِفا.) شکننده، نقض کننده.
              ۲- مخالف.
              ۳- (ص.) ضد، نقیض.

                ممسوح

                (مَ) [ ع. ]
                ۱- (اِمف.) مسح شده، دست مالیده.
                ۲- (ص.) بسیار دروغگو.

                  پیمایش به بالا