صفت

لواهب

(لَ هِ) [ ع. ] (ص.) جِ لاهب و لاهبه ؛ آتش‌های شعله زن.

    لواهی

    (لَ) [ ع. ] (ص.) جِ لاهی و لاهیه ؛ بازدارنده‌ها، شواغل.

      لوام

      (لَ وّ) [ ع. ] (ص.) بسیار نکوهنده، بسیار نکوهش کننده.

        لوامع

        (لَ مِ) [ ع. ] (ص.) جِ لامعه، لامع ؛ درخشنده‌ها، رخشان‌ها.

          لهیف

          (لَ) [ ع. ] (ص.)اندوهگین، دریغ خورنده.

            لواط

            (لَ وّ) [ ع. ] (ص.) غلامباره، شاهدباز.

              Scroll to Top