صفت

له

(لِ) (ص.) کوبیده و نرم شده.

    لهاشم

    (لَ شُ) (ص.) هر چیز بد و زشت، زبون، پست.

      لنگ

      (لَ) (ص.) انسان یا حیوان که پایش آسیب دیده باشد و نتواند به درستی راه رود.

        لنج

        (لَ) (ص.) = لنگ: شل، اعرج، لنگ.

          لنبان

          (لَ) (ص.) زن فاحشه‌ای که واسطه برای زن‌های دیگر می‌شود.

            لنبر

            (لَ بَ) (ص.) مردم قوی هیکل و فربه و گنده.

              Scroll to Top