صفت مکب (مُ کِ) [ ع. ] ۱- (اِفا.) بر رو درافتاده، سرنگون شده. ۲- (ص.) سرنگون، واژگون. ۳- آن که سر خود را به زیر اندازد و به زمین نگاه کند.
صفت مقحم (مُ حَ) [ ع. ] (ص.) ۱- ضعیف، سست. ۲- اعرابیی که در دشت نشو و نما کند. ۳- آن که به هنگام قحطی ترک دیار خود کند.