صفت

گوژپشت

(~. پُ) (ص.) کسی که پشتش قوز و برآمدگی دارد.

    گودنشین

    (گُ. نِ) (ص.)دارای محل سکونت در یک گود. کنایه از: آدم‌های مفلس و بی خانه.

      گواشمه

      (~.)
      ۱- (اِ.) آسانی، سهولت.
      ۲- (ص.) آسان، سهل.

        گنگلاج

        (گُ گُ) (ص.) کسی که زبانش هنگام حرف زدن می‌گیرد.

          گنوستیک

          (گِ نُ) [ فر ازیو. ] (ص.) = گنوسی: پیرو فرقه گنوسی.

            Scroll to Top