صفت

گالوانیزه

(زِ) [ انگ. ] (ص.) دارای روکشی از فلزِ روی (در مورد آهن یا فولاد).

    کیمیا

    [ یو. ]
    ۱- (اِ.) ماده‌ای که به عقیده قدما می‌توانست مس را تبدیل به طلا کند.
    ۲- مکر و حیله.
    ۳- (کن.) عشق، عاشقی.
    ۴- (ص.) هر چیز نادر و نایاب، دست نیافتنی.
    ۵- در تصوف نظر پیرو مرشد کامل.

      کیفی

      (کِ یا کَ) (ص.)
      ۱- دارای شکل کیف.
      ۲- قابل گذاشتن در کیف.

        کیل

        (ص.)
        ۱- خمیده، کج.
        ۲- آرزومند.

          کیس

          (کِ یْ) [ انگ. ] (ص.)
          ۱- وضعیت، سرگذشت و حالت، مورد، نمونه.
          ۲- جعبه – ای که اجزای اصلی سخت افزاری رایانه براساس طرحی خاص در آن جای داده شود، محفظه، کازه. (فره).

            کیال

            (ک یّ) [ ع. ] (ص.) پیمانه کننده، کیلی پیماینده.

              کیچ

              (ص.)
              ۱- پراکنده، پریشان.
              ۲- کم، اندک.

                Scroll to Top