صفت

کمینه

(کَ نِ) (ص.)
۱- کمترین.
۲- فرومایه، حقیر.

    کمک

    (کُ مَ) [ تر. ]
    ۱- (اِ.) مدد، یاری، کومک نیز به همین معنی است.
    ۲- (ص.) آن که همکاری می‌کند.
    ۳- دستیار، همراه.

      کمون

      (کُ مُ) [ فر. ] (ص.) عمومی، مشترک، جامعه‌ای که همه افراد آن در همه دارایی‌ها شریکند.

        کمی

        (کَ یّ) [ ع. ] (ص.) مرد با سلاح، دلاور مسلح ؛ ج. کماه (کمات).

          کمدین

          (کُ مِ دِ یَ) [ فر. ] (ص.) هنرپیشه‌ای که بیشتر نقش‌های کمدی بازی می‌کند.

            Scroll to Top