صفت

کندله

(کُ دُ لَ یا لِ) (ص.) گره شده و جمع شده در یک جا.

    کنج

    (کِ) (ص.) بزرگ جثه و قوی هیکل (فیل).

      کنجه

      (کُ جَ یا جِ) (ص.) = کنج:
      ۱- خری که زیر دهانش ورم کرده باشد.
      ۲- خر دم بریده.

        کند

        (کُ) (ص.)
        ۱- مقابلِ تیز و تند.
        ۲- کودن و نادان.
        ۳- دلیر و پهلوان.

          کندا

          (کَ یا کُ) (ص.) دانا، حکیم، فیلسوف.

            کناس

            (کَ نّ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- رفتگر، زباله – کش.
            ۲- کسی که چاه مستراح را پاک می‌کند.

              Scroll to Top