(لِها) [ ع. ] (ق.) از این جهت، از این رو.
(~.) [ ع. ] (ق.) برای او، به نفع او.
(لِ لْ لا) [ ع. ] (ق.) برای خدا، برای رضای خدا.
(لِ یَ) (ق.) تا پایان تاریخی معین، مثل لغایت سال ۸۰.
(لُ فَ نْ) [ ع. ] (ق.) از روی لطف، از روی مهربانی.
(لُ مَ نْ) [ ع. ] (ق.) ضرورتاً، حتماً.
(لَ) (ق.) لرزنده، در حال لرزیدن.
(لَ دُ) [ ع. ] (ق.) نزد، نزدیک.
(لَ دا) [ ع. ] (ق.) ۱- نزد، نزدیک. ۲- وقت، هنگام.
(لَ) (ق.) ۱- اندکی، کمی. ۲- بخشی، قسمتی.