(س یَّ) [ ع. ] (ق.) به ویژه، به خصوص.
(جُ عَ یا عِ) [ ع. ] (ق.) یکسره و بدون تنفس نوشیدن.
(ق.) واژهای که برای ظن و احتمال به کار رود. مثل: گویا او ایرانی است.
(ق.) قید شک و تردید. به معنی گویا، پنداری.
(~.) (ق.) بدون آمادگی، مقابل بسته میان.
(گِ) (ق.) همه، همگی، کلاً.
(~.) (ق.) گریزنده، در حال فرار.
(~. گَ) (ق.) ۱- بحبوحه. ۲- در حال گرمی.
(گُ گُ) (ق.) بسیار و پیوسته.
(ق.) به ندرت، کم و بیش.