(~.) (ق.) گریزنده، در حال فرار.
(~. گَ) (ق.) ۱- بحبوحه. ۲- در حال گرمی.
(گُ گُ) (ق.) بسیار و پیوسته.
(گُ بِ یُ)(ق مر.)۱ – رفتاری از روی شوخی وشنگی. ۲- تهدیدی که شوخی باشد نه جدی.
(ق.) به ندرت، کم و بیش.
(ق.) ۱- زمانی، هنگامی. ۲- باری، نوبتی، دفعهای.
(بِ) (ق مر.) وقت به وقت، بعضی اوقات.
(ق مر.) آهسته آهسته، آرام آرام.
(دَ نِ) (ق.) مانند کودکان بودن مجازاً: غیرمنطقی، نامعقول.
(کُ نُ) (ق.) اکنون، اینک.