قید

ظاهراً

(هِ رَ نْ) [ ع. ] (ق.) در ظاهر چنان که به نظر می‌رسد.

    طولاً

    (لَ نْ) [ ع. ] (ق.) از طول، به درازا. مق عرضاً.

      طبعاً

      (طَ عَ نْ) [ ع. ] (ق.) طبیعتاً، به طبع، بالطبع.

        ضمناً

        (ض نَ نْ) [ ع. ] (ق.) در درون، در میان، در ضمن، در طی.

          صوفیانه

          (یِ) [ ع – فا. ]
          ۱- (ص مر.) همچون صوفیان.
          ۲- (ق مر.) به شیوه صوفیان.

            صمیمانه

            (صَ نِ یا نَ) [ ع – فا. ]
            ۱- (ص مر.) صمیم، صمیمی.
            ۲- (ق مر.)از روی صمیمیت، خالصانه.

              صفاصف

              (صَ صَ) [ ع – فا. ] (ق مر.) صف‌های پشت سر هم.

                پیمایش به بالا