قید

صعب

(صَ) [ ع. ] (ق.) دشوار، سخت. ؛~ُالعبور جایی که عبور از آن مشکل باشد. ؛~ُالمنال دست نیافتنی، دور از دست. ؛~ُالعلاج مرضی که به سختی درمان پذیرد. ؛~ُالوصول دارای امکان دستیابی دشوار.

    صرف

    (ص) [ ع. ]
    ۱- (ص.) خالص، هر چیز خالص و بی غش.
    ۲- (ق.) فقط.

      صریح

      (صَ) [ ع. ]
      ۱- (ص.) ظاهر.
      ۲- (ق.) بی پرده، رک.

        صد

        در صد (صَ. دَ. صَ)( ق مر.) قطعاً، بی – شک.

          صبوح

          (صَ) [ ع. ]
          ۱- (اِ.) هر چیزی که صبح بخورند یا بنوشند.
          ۲- (ق.) پگاه.

            پیمایش به بالا