قید

بلکه

(بَ کِ) (ق.)
۱- شاید.
۲- به علاوه.
۳- باشد که.
۴- برخلاف، برعکس.

    بلامانع

    (بِ نِ) [ ع. ] (ق.) به آسانی، به راحتی، بدون مشکل.

      بلانسبت

      (~. نِ بَ) [ ع. ] (ق.) بدون نسبت. ضح – در استعمال کلمه یا جمله‌ای نا به جا و غیرمناسب برای این که به مخاطب برنخورد گویند.

        بلاشک

        (~. شَ) [ ع. ] (ق.) بدون شک، بی تردید، بدون شبهه.

          بلااستفاده

          (~. اِ تِ دِ یا دَ) [ ع. ] (ق.) بی – فایده، بی بهره مق. مفید، سودمند.

            پیمایش به بالا