قید

بکلی

(بِ کُ لّ) [ فا – ع. ] (ق مر.) کلاً، تماماً.

    بگاه

    (بِ) (ق مر.)
    ۱- به وقت، به موقع.
    ۲- صبح زود، هنگام فجر.

      بفخم

      (بَ یا بِ خَ) (ق.) فراوان، زیاد، بسیار. بفجم و فخم، پخم نیز گفته‌اند.

        بغتهً

        (بَ غْ تَ تَ نْ) [ ع. ] (ق.)ناگهان، ناگهانی.

          بعضاً

          (بَ ضَ نْ) [ ع. ] (ق.)
          ۱- به طور ناقص یا جزیی.
          ۲- به طور اتفاقی.

            بعداً

            (بَ دَ نْ) [ ع. ] (ق.) پس از زمان مورد اشاره، سپس.

              بسی

              (بَ) (ق.) بسیاری، به اندازه زیاد.

                پیمایش به بالا