اسم

شهله

(شَ لَ) (اِ.)
۱- چربی گوشت.
۲- گوشت بسیار چرب.

    شهرت

    (شُ رَ) [ ع. شهره ]
    ۱- (مص ل.)آشکار شدن.
    ۲- معروف گردیدن.
    ۳- (اِمص.) معروفیت.

      شهرداری

      (~.)
      ۱- (حامص.) عمل و شغل شهردار.
      ۲- (اِمر.) اداره‌ای از توابع وزارت کشور که در هر شهر برای پاکیزه نگاه داشتن خیابان‌ها و کوچه‌ها و پارک‌ها و تأمین روشنایی و تقسیم آب و احداث پارک‌ها و خیابان‌ها تحت نظر انجمن شهرو شهردار به اجرای وظیفه خود می‌پردازد، بلدیه.

        شهرستان

        (شَ رِ) [ په. ] (اِمر.)
        ۱- شهر بزرگ با توابع آن.
        ۲- هر یک از تقسیمات اداری استان که خود به چند بخش تقسیم می‌شود و زیر نظر فرماندار اداره می‌شود.

          شهرک

          (شَ رَ) (اِمصغ.)
          ۱- شهر کوچک.
          ۲- مجموعه مسکونی دارای تأسیسات شهری (آب، برق، خیابان، فروشگاه)، که خانه‌ها، ساکنان یا مساحت کمی دارد و از لحاظ اداری بخشی از یک شهر به شمار می‌رود.

            شهرود

            (شَ) (اِمر.)
            ۱- سازی بود سیمی شبیه به عود.
            ۲- نوایی از آهنگ‌های قدیم.

              شهروند

              (شَ وَ) (اِ.)
              ۱- کسی که در شهر زندگی می‌کند.
              ۲- اهل یک شهر یا یک کشور.

                شهریار

                (شَ) [ په. ] (اِمر.)
                ۱- فرمانروای شهر.
                ۲- پادشاه.
                ۳- از نام‌های پسران.

                  شهریه

                  (شَ یَّ) [ ازع. ] (اِ.) پولی که بابت خدمتی پرداخت می‌شود.

                    شهریور

                    (شَ وَ) [ په. ] (اِمر.)۱ – ماه ششم از سال شمسی.
                    ۲- نامِ روز چهارم از هر ماه شمسی.
                    ۳- نام فرشته‌ای در دین زرتشت.

                      Scroll to Top