اسم

شهریه

(شَ یَّ) [ ازع. ] (اِ.) پولی که بابت خدمتی پرداخت می‌شود.

    شهادتین

    (شَ دَ تَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه شهادت، دو صیغه «اشهدان لا اله الا الله» و «اشهدان محمداً رسول الله».

      شهپر

      (شَ پَ) (اِمر.)
      ۱- بال بزرگ، شهبال.
      ۲- قسمتی از بال هواپیما که تغییر خط سیر هواپیما توسط آن انجام می‌شود.

        شهد

        (شَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- عسل.
        ۲- شیرینی.

          شهر

          (شَ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- آبادیی که جمعیت زیاد، خانه‌ها، مغازه‌ها و خیابان‌های بزرگ و وسیع داشته باشد.
          ۲- کشور. ؛ ~ هرت کنایه از: شهری که در آن نظم و قانون نیست.

            شهر فرنگ

            (شَ ر فَ رَ) (اِمر.) دستگاه نمایش قدیمی به صورت اتاقکی قابل حمل که تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچه آن فیلم یا تصویری را که به وسیله ذره بین بزرگ شده بود تماشا می‌کرد.

              شه

              (شُ) (اِ.) کلمه‌ای است که هنگام نفرت و بیزاری بر زبان آورند.

                پیمایش به بالا