اسم

شهاب

(شَ) (اِ.) = شاه آب: آب سرخی که در مرتبه اول از گل کاجیره گیرنده.

    شهاب

    (شَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- شعله آتش.
    ۲- ستاره روشن.

      شنگرف

      (شَ گَ) (اِ.) شنجرف، اکسید سرب که سرخ رنگ است و از آن در نقاشی استفاده م ی کنند.

        شنگله

        (شَ گُ لَ یا لِ) (اِ.)
        ۱- خوشه.
        ۲- ریشه دستار یا جامه.

          شنگینه

          (شَ نَ یا نِ) (اِ.)
          ۱- چوب دستی که چارپایان را به وسیله آن رانند.
          ۲- چوبی که گازران پارچه و لباس را به هنگام شست وشو با آن کوبند؛ کدین.

            شنل

            (ش نِ) [ روس. ] (اِ.) پوشاک گشاد و بدون آستین که روی دوش اندازند.

              شنه

              (شَ نَ یا نِ) (اِ.) لعنت، نفرین.

                شنه

                (~.) (اِ.)
                ۱- آواز و صدای چیزی (مانند صریر قلم و آواز نفیر و نای و سورنای).
                ۲- آواز جانوران (اهلی و وحشی).

                  پیمایش به بالا