اسم

شلک

(ش) (اِ.) گل تیره سیاه چسبنده.

    شلکک

    (ش کَ) (اِ.)
    ۱- ناودان.
    ۲- سوراخ راه آب در ته دیوار.

      شلمابه

      (شَ لَ بَ یا بِ) (اِمر.) = شلماب:
      ۱- آب شلغم.
      ۲- شلغم در آب جوشانیده.

        شلنگ

        (شَ لَ) (اِ.)
        ۱- گام بلند.
        ۲- نوعی جست و خیز با گام‌های بلند به هنگام راه رفتن. ؛ ~تخته انداختن الف – با حرکات بی قاعده و مستانه بالا و پایین جستن، رقص شتری کردن. ب – ول گشتن و همه جا رفتن.

          شلال

          (ش) (اِ.)
          ۱- نوعی دوختن و آن چنان است که دو طرف پارچه را برهم نهند و کوک‌های خرد و ریز بر وی زنند بطوری که دو روی آن مشابه باشد، برخلاف بخیه که دو روی آن با یکدیگر مشابهت ندارد.
          ۲- بخیه درشت.

            شلال

            (~.) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- گروه پراکنده، قوم متفرق.
            ۲- گروهی که شتران را برانند.

              شگا

              (شَ) (اِ.) = شگا. شغا: تیردان.

                پیمایش به بالا