اسم

شکر

(~.) پسوندی که معنای شکار کننده و نابود کننده می‌دهد، مانند: دشمن شکر.

    شکر

    (شُ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) سپاسگزاری کردن.
    ۲- (اِمص.) سپاسگزاری.
    ۳- (اِ.) سپاس.

      شکراب

      (ش کَ) (اِمر.)
      ۱- شربت ساخته شده از آب و شکر.
      ۲- کنایه از: به هم خوردن دوستی میان دو کس.

        شکرانه

        (شُ نِ) [ ع – فا. ] (اِ.) حق شکر، سپاسداری.

          شک

          (شَ کّ) [ ع. ] (اِ.) گمان، دودلی.

            شق

            (شَ) [ ع. ] (اِ.) شکاف، چاک.

              شق

              (ش) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- ناحیه.
              ۲- کرانه، سو.
              ۳- نیمه چیزی.
              ۴- یک طرف بدن یا بار.

                پیمایش به بالا