(شُ دِ) (اِمف.) خراشیده.
(شَ یِ) [ ع. شدائد ] (اِ.) ۱- جِ شدت. ۲- جِ شدیده.
(ش دَُ) [ ع. شده ] (اِمص.) ۱- سختی، صلابت. ۲- تنگی، بدبختی.
(شُ یا ش) (اِ.) نک شدیار.
(شُ) (اِ.) چرک.
(شَ) (اِ.) ۱- قلیایی که از اشنان گرفته میشود و در صابون پزی به کار میرود. ۲- نوشادر.
(شَ نَ یا نِ) (اِ.) شهاب.
(شَ خَ) (اِ.) آهنگی است از موسیقی قدیم.
(شَ) (اِمر.) ۱- جای انبوه از درختان. ۲- سنگلاخ.
(شَ خِ) (اِمر.) = شخیش: مرغکی است خوش آواز.