اسم

شراب

(شَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نوشیدنی.
۲- می‌.
۳- جام می‌.
۴- دارویی که از شکر یا عسل پخته درست کنند. ؛ ~در سر داشتن کنایه از: مست بودن.

    شرابه

    (شَ رّ بَ یا بِ) [ ع. شرابه ] (اِ.) رشته‌ها و منگوله‌هایی که از کنار و حاشیه چیزی آویزند.

      شرارت

      (شَ رَ) [ ع. شراره ]
      ۱- (مص ل.) بدی کردن.
      ۲- (اِمص.) فتنه انگیزی.

        شراره

        (شَ رَ یا رِ) [ ع. شراره ] (اِ.) واحد شرار، جرقه.

          شدن

          (شَ دَ) [ ع. ] (اِ.) مخفف شادن، آهوبره.

            شخم

            (شُ) (اِ.) زیر و رو کردن خاک و ایجاد شیار به وسیله گاوآهن یا تراکتور برای کشت بذر.

              شخن

              (شَ خَ) (اِ.) خراش، خراشیدگی.

                پیمایش به بالا