اسم

شبح

(شَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تن، کالبد.
۲- سیاهی جسم که از دور به نظر رسد. ج. اشباح.

    شبدر

    (شَ دَ)(اِ.)گیاهی است از تیره پروانه – واران کهٔ کساله یا دوساله‌است و برخی گونه‌های پایا نیز دارد. برگ‌هایش مرکب از سه برگچه‌است. گل‌هایش سفید یا قرمز یا صورتی است.

      شبر

      (شَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- حق نکاح، مهر، دست پیمان، کابین.
      ۲- زواج، نکاح.

        شبر

        (شَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- عطیه، بخشش.
        ۲- خیر، نیکی.

          شبر

          (شَ بَّ) [ ع. ] (اِ.) حضرت امام حسن (ع).

            شبرم

            (شَ رَ) (اِ.) شیرک، گیاهی شیردار با ساقه سرخ رنگ که در کنار رودها می‌روید.

              شبستان

              (شَ بِ) (اِمر.)
              ۱- خوابگاه.
              ۲- حرمسرا.
              ۳- قسمی از مسجد که دارای سقف است.

                پیمایش به بالا