اسم

شبح

(شَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تن، کالبد.
۲- سیاهی جسم که از دور به نظر رسد. ج. اشباح.

    شبدر

    (شَ دَ)(اِ.)گیاهی است از تیره پروانه – واران کهٔ کساله یا دوساله‌است و برخی گونه‌های پایا نیز دارد. برگ‌هایش مرکب از سه برگچه‌است. گل‌هایش سفید یا قرمز یا صورتی است.

      شبر

      (شَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- حق نکاح، مهر، دست پیمان، کابین.
      ۲- زواج، نکاح.

        شبر

        (شَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- عطیه، بخشش.
        ۲- خیر، نیکی.

          شب نامه

          (~. مِ) (اِمر.) هر نوشته‌ای که شب هنگام و پنهانی میان مردم پخش کنند.

            شب نهه

            (شَ نِ هَ یا هِ) (اِمر.) گنج زر و جواهری که در زیر زمین دفن کنند.

              شباب

              (شَ) [ ع. ] (اِمص.)
              ۱- جوانی.
              ۲- پرده‌ای است از موسیقی.

                شبادان

                (شَ) [ قس. شبستان ] (اِمر.)
                ۱- آن جا که شب آرام گیرند.
                ۲- زیرزمین عمیق خانه که در تابستان برای خنکی از آن استفاده کنند.

                  پیمایش به بالا