اسم

شاهد

(هِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) گواه، گواهی دهنده.
۲- (اِ.) مثال.
۳- خوبروی. ج. شهود.

    شاهدانه

    (نِ) [ په. ] (اِمر.) = شهدانه. شاهدانج: گیاهی است از تیره گزنه‌ها، دو پایه، علفی، یکساله و دارای گونه‌های مختلف است. از دانه شاهدانه روغنی با بوی قوی و نامطبوع حاصل می‌گردد که به مصرف تهیه صابون‌های نرم و سوخت می‌رسد. از سر شاخه‌های گلدار آن بنگ و جرس گرفته می‌شود و کلمه حشیش نیز به سر شاخه‌های گل دار و همچنین فرآورده‌های آن اطلاق می‌شود.

      شاهرگ

      (رَ) (اِمر.) شریانی است ضخیم که خون را از قلب به سر می‌رساند، رگ گردن. حبل الورید.

        شاهکار

        (اِمر.) کار بزرگ و نمایان، کاری که در آن هنرنمایی کرده باشند.

          پیمایش به بالا